تبلیغات
نزد رسول الله، مادرم حضرت زهرا و یکایک اجدادم؛ به وسعت و کیفیتی که بارها گفتم سر"ثانیه"جلوتو میگیرم. که فقط خدا میدونه من و اطرافیانم الان چه حالی داریم.ولله سرثانیه ای نمیگذرم و نمیزارم رد بشی. - سلام و پناه بر خدا از شر شیاطین و گرگ ها...
فقط خدایی که اون بالاست میدونه منه مبتلا به نفس چقدر با نفسم مقابله کردم تا به شرایطی برسیدم که بتونم خیلی چیزا را درست کنم.
به اسم سه سال کمه، چه شبهایی که هر ثانیه در دلم غوغا بود و نفسم داشت بالا می آمد ولی پا رو دلم گذاشتم و به اون آرامش و شرایط رسیدم.
اکنون نزدیک به 2 ساله که گند زده ای به تمام باورهایم، به معنویاتی که از کودکی داشتم، به ایمانم و به همه برنامه هام.
فقط و فقط به خاطر یه شوهر و ارضا شدن کنارش و مامان شدن
به خدای خورشید خراسان قسم: سرپل صراط به اندازه تک تک ثانیه ها و معنویات و آبرویی که از من گرفتی تا وقتی که هرآنچه داشتم را به همان کیفیت، ماندگاری و رضایت به دست آورم و به اندازه ثانیه ثانیه ای که از عمر خودم و تک تک خانواده ام گذشت و میگذره، جلوتو میگیرم.
تو باور نکن اما به حرمت خون آقا سیدالشهداء و یاران با وفایش علی الخصوص علمدار کربلا آقا اباالفضل العباس، من جلوتو میگیرم.
چه پشیمون باشی چه نباشی، سر تمام رنجوندن هات که عمدی بود و برای سوزاندن دلم...
زندگی دنیوی و اخروی منو جهنم کردی...
منتظر پاسخش از طرف مادرم باش.
چون خدا از آه بحق یه بچه سید یتیم شده یه مظلوم زخم خورده از یه گرگ صفت نمیگذره.
الهی در دنیا و  آخرت از نور هدایت و معنویت محروم باشی بحق یک قطره اشک عمه ام خانم حضرت زینب بنت فاطمه الزهرا
الهی خوش نبینی که زندگیمو جهنم کردی.
برو شوهر کن، برو مامان شو...
.
البته وقتی به همه آنچه بود و داشتم و قرار بود در آینده داشته باشم رسیدم و خانواده ام داشتند، مثلا جوانیشان، مویی که سفید شد و غم هایی که خوردند و آینده ای که در انتظارشان بود اما تو گند زدی بهش... وقتی به اینا و هرچه از قلم افتاد رسیدم، این رسیدن را از سمت دعای تو و از چشم تو نمی بینم...
از تلاش و رنج خودم می بینم. و البته جلوی تو را میگیرم.
.
.
.
هیچوقت، هیچوقت به اندازه سر ثانیه ای نمی بخشمت...











تاریخ : یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 | 23:15 | نویسنده : تنهاترین سردار | نظرات

  • paper | بند باز | ری شاپ